السيد محمد حسين الطهراني

227

الله شناسى (فارسى)

اين آيات و أمثال اين‌ها كه در قرآن مجيد بسيار است ، همه دلالت دارد كه اشكال مشركين و كافرين بر پيامبر و بر اسلام و قرآن ، مسألهء توحيد بوده است و بس . آيا اشكال درس خوانده‌ها و عالمانى كه به وحدت وجودىها مىتازند و آنان را مورد اتّهام و سرزنش و مؤاخذه قرار مىدهند ، به مثابه بلكه به عين اشكال مشركان و كافران به موحّدان نمىباشد ؟ ! آن به صورت اشكال بر توحيد وجود و اين به صورت اشكال بر وحدت وجود . آن با رَمْى به زندقه و خروج از دين ؛ اين هم با رمى به زندقه و خروج از دين . آن به عنوان انحراف مردم از آئين ؛ و اين هم به عنوان از دست رفتن عقيدهء عاميانهء عامّهء مردم . البتّه اسرار پيوسته بايد حفظ شود ، و مطالب عاليهء راقيهء عرفانيّه را به هر كس نتوان گفت ، و تكلّم با مردم در حدّ عقول و استعدادشان هميشه مطلوب بلكه مأمورٌ به و فرض است ؛ امّا گفتار ما با خواصّ است نه با عوامّ ، با علماء است نه با جُهلاء ، با اهل فهم و درايت و ادب و مطالعه است نه با مرد عامّى عارى از همه گونهء اين مسائل . ما مىگوئيم : اگر بنا بشود يك هزار و چهار صد سال از شريعت توحيد محمّدى بگذرد و باز هم عقيدهء ما فقط توحيد لسانى باشد ، و از اسرار و مراتب عاليهء توحيد فكرى و عقلى و قلبى سر در نياوريم ، و به همان يقين اجمالى قانع باشيم ، و عملًا هم بر اهل وحدت كه موحّدان حقيقى و مسلمانان واقعى هستند هَجْمه و حَمله آوريم ؛ پس فرق ميان ما با مشركين قريش كه در جنگ بَدر و احد و أحزاب و حُنَين بر روى پيامبر و أمير المؤمنين عليهما السّلام و بر روى جميع موحّدان يعنى قائلان و معتقدان به وحدت الهى شمشير كشيده‌اند چيست ؟ !